أحمد بن حامد كرمانى
103
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
سپه كشيد دكر پادشاه هفت اقليم * بطالعى كه تولى « 1 » كند به دو تقويم چتر اعلى بمباركى بدر بردسير خراميد كتائب نصرت بر چپ ، جنايب « 2 » دولت بر راست ، افواج فتح در پيش ، انصار ظفر در پى و رأى اعلى بر وقايع آن حصار مطلع و از عشوه و غرور و عاقبت ناانديشى آن جماعت سپاهى متعجب كه آن پادشاه به نظر بصيرت و ديدهء تجربت مىديد كه سپاهى حصار را عاقبت آن خلاف وخيم خواهد بود و خاتمت آن مصاف نامحمود . تركان بر شوخى « 3 » و دليرى خويش تكيه كردند كه اگرچه در عدد ايشان قلّتى بود مردان كارديده و غلامان برگزيده بودند و صيانة « 4 » لشكرى كه درين بيست سال درع مجادلت از پشت نگشاده بودند و تيغ مقاتلت از دست ننهاده ، همه اسنّهء « 5 » نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ افراشته ، و اسيافنا فى كلّ شرق و مغرب * بها من قراع الدّار عين فلول « 6 » بر شمشير نگاشته اما از آيهء وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ غافل شده و ندانسته كه ، گربه باشد به كار زار دلير * تا نه بيند كشيده پنجهء شير سيل اگر سنگ را بگرداند * چون به دريا رسد « 7 » فروماند هركه مشت كسان نخورده بود * تكيه بر مشت خويش كرده بود پس بر قاعدهء ديگر سالها معاطات كاس منازعت و مجاذبت لباس مقارعت از سرگرفتند و سوار و پيادهء شهر بناء كوششى نهادند و ترتيب جنگى دادند كه مثل آن نه از رستم زال مأثور است نه از حيدر كرّار مذكور . « 8 » اذا الجدّ لا يسعى فجدّ الفتى تعب * و اضيع سعى سعى من جدّ فى الطّلب
--> ( 1 ) - چ : تواند . ( 2 ) - چ ، م ، ن : مهابت . ى : مهائب . ( 3 ) - بيحيائى و بىشرمى . ( 4 ) - در اصل اينطور است و مقصود و مناسبت آن معلوم نشد . ق ، م ، ن : صيانت ، ي : صيانتى . ( 5 ) - ق ، ن : سينه . ( 6 ) - اين بيت از قصيدهء معروف ابو شريح السموءل بن عادياء است بمطلع اذا المرء لم يدنس من اللؤم عرضه * فكل رداء يرتد يه جميل ( جواهر الادب تاليف احمد الهاشمى ص 508 ) . ( 7 ) - چ : رود . ( 8 ) - جمله فوق در نسخه چاپى به اين طريق مسطور است « جنگي دادند كه مثل آن نيز از رستم زال مذكور نيست » . ق : « نه از رستم زال مذكور است و نه از حيدر كرار ماثور » . م : بجاى حيدر ( اسفنديار ) دارد .